... به سوي خدا

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

بسم رب المهدی

 

بالله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست




زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست

پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست


بنمای رخ با صدای فرامرز اصلانی

دانلود

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |


Design By : Night Skin