... به سوي خدا

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

بسم رب المهدی

 

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

از بس  که  دست  می‌گزم  و آه  می‌کشم

آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود

گل  گوش  پهن  کرده ز شاخ  درخت خویش

کای دل تو  شاد  باش  که  آن  یار  تندخو

بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد

بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

وقت  است کز  فراق  تو وز  سوز اندرون

آتش  در افکنم  به  همه رخت و پخت خویش

ای   حافظ   ار  مراد   میسر  شدی   مدام

جمشید   نیز   دور  نماندی  ز  تخت  خویش

(یزد،نیمه شب جمعه 30مهرماه)

 

پ.ن:

دیگر حتی از رویاهای شیرینم هم وحشت دارم...

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/۳٠ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

اثر از استاد گرانقدر:

الهه جیگیلقلب

 

 

پ.ن:

این دست بنده می باشد که به دلیل موجود نبودن دفتر نقاشی در کلاس روزانه توسط دوستان به صورت مکرر بر روی آن نقاشی می شود!

برای دیدن عکس در اندازه واقعی و پی بردن به کیفیت بی نظیر دروبین موبایل شبنم روی عکس کلیک فرمایید!!!از خود راضیعینک

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٧/۱٧ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی


بر سر آنم که گر زدست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید...

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۸ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

 

پرم از فریاد دوستت دارم

پرم از عشق

پرم از یک حس غریب

یک حس بی مخاطب...




ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/٢ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |


Design By : Night Skin