... به سوي خدا

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

بسم رب المهدی

 

نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد...


 

پ.ن:امشب گریستم،بسیار...

گمانم بازهم خواهم گریست و این گریستن را پایانی نیست...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٤/۳٠ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

 

هر آشنایی تازه اندوهی تازه است...

مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان

هر سلام،سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست...

نادر ابراهیمی



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٤ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٤/۱٩ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

به دنبال تو می گردم

به سویت پیش می آیَم

چه شیرین است

پر از احساس یک خوشبختی نابم

پر از امید سبز خوب دیدارم

و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم

و نجوایی کنم در دل

و گویم تا ابد :

خدایا!

من دوستت دارم...



 

(با تشکر از وبلاگ لیلاترین لیلا)

پ.ن١:امروز اولین جلسه کلاس تارم بود،مصادف با تولد استاد کیوان ساکت!

پ.ن٢:صدای تاری که روی وبلاگ گذاشتم اثر استاد کیوان ساکت می باشد.

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

شاید عجیب باشد!

اما

مردی که سال هاست در انتظار آمدن مرد دیگری ست

گاهی دلش برای خودش تنگ می شود...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٠ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |


Design By : Night Skin