... به سوي خدا

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

بسم رب المهدی

 

آسوده باش،حالم خوب است

فقط در حیرتم که از چه،هوای رفتن به جایی دور

هی دل بی قرارم را پی آن پرنده می خواند...

(سیدعلی صالحی)




ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٢/٢٤ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی

رفتن فعلی است تکراری در انتهای متنی مزین به نام زندگی،که با گریه حیات می یابد،غربت تمام استعاره اش است و خنده...

خب خنده هم یک غلط فاحش املایی است انگار...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٠ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی


 

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است

وگرنه چشمانم را می بستم

و به آوازی گوش می دادم

که در آن دلی می خواند

من تو را

او را

کسی را دوست دارم...

"حسین پناهی"



 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٦ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی


من اناری را می کنم دانه...


 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٩ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |

بسم رب المهدی


تنها میان جمع هم حکایت غریبی ست

حکایت هر روز من...

پی نوشت ها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٢/٤ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط فرناز معصومی زاده نظرات () |


Design By : Night Skin